غزل شمارهٔ ۲۴۶۹

آبها آیینه سرو خرامان تواند

بادها مشاطه زلف پریشان تواند

رعدها آوازه احسان عالمگیر تو

ابرها چتر پریزاد سلیمان تواند

شاخ گلها دست گلچین بهارستان تو

غنچه ها از زله بندان سر خوان تواند

سروها از طوق قمری سربسر گردیده چشم

دست بر دل محو شمشاد خرامان تواند