غزل شمارهٔ ۲۴۸۸
تن پرستانی که در تضییع آب و دانه اند
در ریاض آفرینش سبزه بیگانه اند
در مذاق عارفان خون و می گلگون یکی است
بس که محو لذت دیدار صاحبخانه اند
اهل همت رخنه در سد سکندر می کنند
این سبکدستان کلید فتح را دندانه اند
نیست چندان ره به ملک بیخودی از عارفان
تا برون از خویش می آیند در میخانه اند