غزل شمارهٔ ۲۵۰۸

دامن آنها کز گرانجانان دنیا می کشند

بار کوه قاف آسان همچو عنقا می کشند

همچو بار طرح می باشند بر دلها گران

شوره پشتانی که دست از کار دنیا می کشند

می کشند آنان که خار از پاچو سوزن خلق را

سر برون از یک گریبان با مسیحا می کشند

می دهندش همچو مژگان جا به چشم خویشتن

عاشقان گر خار راه عشق از پا می کشند