غزل شمارهٔ ۲۵۰۹

می پرستان در بهشت نقد ساغر می کشند

دور گردان انتظار آب کوثر می کشند

خود حسابان از کتاب و از حساب آسوده اند

ساده لوحان انتظار صبح محشر می کشند

حسن را با بی سروپایان بود روی نیاز

ذره ها از پنجه خورشید ساغر می کشند

خامشان را هست در میخوارگی ظرف دگر

ماهیان از بی زبانی بحر بر سر می کشند