غزل شمارهٔ ۲۵۱۴

پیش ابر نوبهاران چون صدف لب وا کند

شور غیرت زندگی را تلخ بر دریا کند

زود عالم را کند زنگار در چشمش سیاه

هر که چون آیینه عیب خلق را پیدا کند

می دهد داد سراسر، دشت پیمای جنون

گر غبار خاطرم را دامن صحرا کند

می کند تأثیر در دلهای سنگین اشک و آه

آب و آتش جای خود در سنگ و آهن وا کند