غزل شمارهٔ ۲۵۲۱

جلوه ای سرکن که خون از چشم بلبل سر کند

اشک شبنم بی حجاب از دیده گل سر کند

می توان بر تیرباران ملامت صبر کرد

کو جگرداری که با تیغ تغافل سر کند؟

پرده خود پیش هر ناشسته رو نتوان درید

بلبل ما گریه را در دامن گل سر کند

می دهد یاد از سواد هند فیل مست را

پیش دل هر کس حدیث زلف و کاکل سرکند