غزل شمارهٔ ۲۵۶۹

عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند

روشنایی جای خود در خانه خالی می کند

در دل هر کس که مهمان می شود عشق فضول

خانه را اول ز صاحب خانه خالی می کند

عشق بر می دارد از دل بار کلفت حسن را

دامن اطفال را دیوانه خالی می کند

گریه بر خاک شهید خویش کردن عار نیست

شمع دل بر تربت پروانه خالی می کند