غزل شمارهٔ ۲۵۸۷

هر کجا باشند رنگین فطرتان در گلشنند

خوش خیالان با پری در زیر یک پیراهنند

از ملک پهلو تهی سازند از خود رفتگان

خودپرستان روز و شب محشور با اهریمنند

ناقصان از تندخویی در گذار برق و باد

کاملان از چرب نرمی در حصار آهنند

ظلمت آبادی است از ناشسته رخساران زمین

آتشین رویان درین ظلمت چراغ روشنند