غزل شمارهٔ ۲۵۹۷
هر کجا خوبان چراغ دلبری بر می کنند
شمع را پروانه، آتش را سمندر می کنند
عشق را با ناتوانان التفات دیگرست
فربه انصافان شکار صید لاغر می کنند
آه ازین خورشید رخساران که از تردامنی
از گریبان دگر هر صبح سر برمی کنند
غافلان را عمر در امروز و فردا می رود
عارفان امروز را فردای محشر می کنند