غزل شمارهٔ ۲۶۴۳

چون خرامان از نظر آن سرو قامت می رود

همچو سیل از پیش، پای کوه طاقت می رود

این سر سختی که از سنگ ملامت خورده است

زود دل در حلقه اهل سلامت می رود

در بیابان جنون از راهزن اندیشه نیست

کاروان در کاروان سنگ ملامت می رود!

در خرابات مغان بی عصمتی را راه نیست

دختر رز با سیه مستان به خلوت می رود