غزل شمارهٔ ۲۶۵۳
دستگاه شور من از دامن هامون فزود
چشم آهو پرده ها بر وحشت مجنون فزود
می نماید گوهر شب تاب در شب خویش را
از خط شبگون فروغ آن لب میگون فزود
از دو صد قانون نگردد کشف بر حکمت شناس
آنچه از یک خشت خم بر علم افلاطون فزود
گاه باشد خرمنی از دانه ای فاسد شود
بخل خاک خشک مغز از صحبت قارون فزود