غزل شمارهٔ ۲۶۵۵
در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود
تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود
چون صدف هرکس که دندان بر سر دندان نهد
سینه اش بی گفتگو گنجینه دریا شود
اهل دل را صحبت بی نسبتان مهر لب است
غنچه هیهات است در دامان گلچین وا شود
سخت جانی سد راه اتحاد سالک است
در صدف آب گهر چون واصل دریا شود؟