غزل شمارهٔ ۲۶۵۶

در دل هرکس که ذوق جستجو پیدا شود

قطره اش در عین گوهر واصل دریا شود

پرده بیگانگی باشد به قدر آشنا

وقت آن کس خوش که از خلق جهان یکتا شود

از زلیخای جهان بگریز تا هر جا دری است

بی کلید سعی چون یوسف به رویت وا شود

در سر بی مغز دولت را عروج دیگرست

در نیستان آتش بی بال و پر رعنا شود