غزل شمارهٔ ۲۶۹۱

محنت امروز، فردا جمله راحت می شود

اشک خونین آب صحرای قیامت می شود

تلخی بیداری شبهای این محنت سرا

در شبستان لحد خواب فارغت می شود

در لباس آب کوثر می کند جولان سرشک

آههای سرد سروباغ جنت می شود

ناامید از آه سرد و ناله سوزان مباش

کاین بخار و دود آخر ابر رحمت می شود