غزل شمارهٔ ۲۷۰۳
می شود عارف خجل نادان چو ملزم می شود
می کشد ناموس عالم هر که آدم می شود
کیمیای تازه رویی در بغل داریم ما
خار در پیراهن ما سبز و خرم می شود
نیست از زخم زبان پروا اسیران ترا
در رگ این سخت جانان نیشتر خم می شود
در گلستانی که بلبل خون خود را می خورد
دامن گل داغدار از اشک شبنم می شود