غزل شمارهٔ ۲۷۰۴

هر چه در دل نقش بندد آدمی آن می شود

خاک مجنون زود بازیگاه طفلان می شود

لاله و ریحان نگیرد جای درد و داغ عشق

ورنه بر پروانه هم آتش گلستان می شود

از مروت نیست ما لب تشنگان را سوختن

آخر آن چاه زنخدان چاه نسیان می شود

ریزش افزون می کند جمعیت روشندلان

خرمن مه را پریشانی نگهبان می شود