غزل شمارهٔ ۲۷۰۸

زودتر دل جمع گردد چون پریشان می شود

چون شود سی پاره قرآن ختم آسان می شود

زخمی تیغ تو شادیمرگ گردد از نشاط

آنچنان کز خنده زخم گل نمایان می شود

مصحف ناطق شد از خط صفحه رخسار یار

مور گویا در کف دست سلیمان می شود

سروها چون سبزه خوابیده می آید به چشم

در خیابانی که قد او خرامان می شود