غزل شمارهٔ ۲۷۰۹

گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شود

خواب من آشفته زان خط چو ریحان می شود؟

از اطاعت عاقبت محمود می گردد ایاز

قامت خم خاتم دست سلیمان می شود

حسن چون بی شرم شد زنهار گرد او مگرد

بوی خون می آید از تیغی که عریان می شود

پرده داری می کند از سوختن پروانه را

شمع اگر در جامه فانوس پنهان می شود