غزل شمارهٔ ۲۷۵۶

در سر پل باده چون سیلاب می باید کشید

می به کشتی در کنار آب می باید کشید

می توان تا چشمی از روی گلستان آب داد

پرده نسیان به روی خواب می باید کشید

کم نه ای از بلبل و قمری درین بستانسرا

ناله ای چند از دل بیتاب می باید کشید

در سیاهی می کند می کار آب زندگی

در دل شبها شراب ناب می باید کشید