غزل شمارهٔ ۲۷۶۲

جوش گل شد، باده گلرنگ می باید کشید

انتقام از چرخ پر نیرنگ می باید کشید

غبغب جام و گلوی شیشه می باید گرفت

دامن ساقی و زلف چنگ می باید کشید

بوی خون می آید از جام شراب لاله گون

در هوای تر، می بیرنگ می باید کشید

چنگ و عود و بربط و قانون مکرر گشته است

نغمه از مرغان سیر آهنگ می باید کشید