غزل شمارهٔ ۲۷۷۵

تا نکرد از گریه چشم خویش را خاور سفید

از گریبانش نشد مهر بلند اختر سفید

عقل معذورست اگر شد در فروغ عشق محو

پیش خورشید درخشان چون شود اختر سفید؟

عاشق صادق نمی اندیشد از روز حساب

نامه صبح است در هنگامه محشر سفید

از خط مشکین یکی صد شد صفای عارضش

نامه آیینه می گردد زخاکستر سفید