غزل شمارهٔ ۲۷۷۹

چشم ما را پرده غفلت شد ابروی سفید

باز ناورد از ختا این نافه را موی سفید

دیگران را گر ز پیری صبح آگاهی دمید

شد دل ما شیر مست غفلت از موی سفید

کی شود طبع هوسناکان زپیری تنگدل؟

ماه عید طفل طبعان است ابروی سفید

از جوانان نیست کم چون زنده دل افتاد پیر

صبح می رو بد زدلها غم به گیسوی سفید