غزل شمارهٔ ۲۷۸۴
سوختم از شوق، یاران راه حرفی وا کنید
نامه ای انشا کنید و قاصدی پیدا کنید
از جدایی دست و کلک من نمی چسبد به هم
از زبان خامه من نامه ای انشا کنید
کوچه نی شاهراه کاروان شعله نیست
خامه ای آماده از مژگان خونپالا کنید
گرچه از گفتار دردآلود من خون می چکد
همچنان با خون دل مکتوب من املا کنید