غزل شمارهٔ ۲۸۷۹

ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی

تو به هر نیت خود مسخره ابلیسی

از برای علف دیو تو قربان تنی

بز دیوی تو مگر یا بره ابلیسی

سره مردا چه پشیمان شده‌ای گردن نه

که در این خوردن سیلی سره ابلیسی

شلغم پخته تو امید ببر زان تره زار

ز آنک در خدمت نان چون تره ابلیسی