غزل شمارهٔ ۲۸۳۶

به خدمت بنده از آزادمردان زود می گردد

ایاز از حسن خدمت عاقبت محمود می گردد

به عشق آویز، دل را از هوس گر پاک می خواهی

که از آتش زر مغشوش خالص زود می گردد

به دریا می رسد ابر بهار از قطره افشانی

زیان مایه داران مروت سود می گردد

نماند دست ارباب کرم در آستین هرگز

که در جیب کریمان زر چو گل موجود می گردد