غزل شمارهٔ ۲۸۸۵
هله آن به که خوری این می و از دست روی
تا به هر جا که روی خوشدل و سرمست روی
چرخ گردان به تو گردد که تو آب اویی
ماه چرخی چه زیان دارد اگر پست روی
ماهیی لیک چنان مست توست آن دریا
همه دریا ز پی آید چو تو در شست روی
صدقات همه شاهان که سوی نیست رود
رو سوی هست نهد چون تو سوی هست روی