غزل شمارهٔ ۲۹۱۳
سر عاشق زتن کی هر می کم زور بردارد؟
که این خشت از سرخم باده منصور بردارد
اگر برق تجلی گوشه ابرو نجنباند
که از راه کلیم الله سنگ طور بردارد؟
پس از عمری به دستش تخته ای افتاده زین دریا
به زودی چون دل از دار فنا منصور بردارد؟
چو مجنونی که بوی نوبهارش بر مشام آید
مرا از دور چون بیند بیابان شور بردارد