غزل شمارهٔ ۲۹۲۲

به ذوقی تکیه بر شمشیر جسم لاغرم دارد

که شبنم در کنار گل حسد بر بسترم دارد

به دریای پر از شور حوادث آن صبورم من

که بی آرامی دریا خطر از لنگرم دارد

ندارد بزم جانان محرمی محرومتر از من

ادب لب تشنه در آغوش آب کوثرم دارد

فروغ عشق خورشیدی است در ابر وجود من

که نیل چشم زخم از بخت چون نیلوفرم دارد