غزل شمارهٔ ۳۰۰۷

نمک داغ مرا چون مرهم کافور می سازد

که از بادام تلخی دور، چشم شور می سازد

خط از مشق پریشان چهره را بی نور می سازد

که جوهر صیقل آیینه را مستور می سازد

سر بی مغز مجنون را به سامان شور می سازد

کدوی پوچ را پر شهد این زنبور می سازد

نمی آید زهر لرزنده جانی حرف حق گفتن

کمان دار را زه جرأت منصور می سازد