غزل شمارهٔ ۲۸۹۹

بار دیگر عزم رفتن کرده‌ای

بار دیگر دل چو آهن کرده‌ای

نی چراغ عشرت ما را مکش

در چراغ ما تو روغن کرده‌ای

الله الله کاین جهان از روی خود

پرگل و نسرین و سوسن کرده‌ای

الله الله تا نگوید دشمنی

دوستی و کار دشمن کرده‌ای