غزل شمارهٔ ۳۰۴۴

زسوز دل مرا از چشم گریان دود می خیزد

ازین دریا به جای ابر نیسان دود می خیزد

از آن آتش که زد در کوه و صحرا ناله مجنون

هنوز از روزن چشم غزالان دود می خیزد

کدامین بلبل آتش نفس زباغ بود امشب؟

که جای سنبل و ریحان زبستان دود می خیزد

نمی آرد به سامان سیم و زر حرص سیه دل را

همان از مجمر زرین پریشان دود می خیزد