غزل شمارهٔ ۲۹۰۱

فارغم گر گشت دل آواره‌ای

از جهان تا کم بود غمخواره‌ای

آفتاب عشق تو تابنده باد

تا بریزد هر کجا استاره‌ای

آفتابی کو به کوه طور تافت

پاره گشت و لعل شد هر پاره‌ای

تابشش بر چادر مریم رسید

طفل گویا گشت در گهواره‌ای