غزل شمارهٔ ۲۹۰۲

ای درآورده جهانی را ز پای

بانگ نای و بانگ نای و بانگ نای

چیست نی آن یار شیرین بوسه را

بوسه جای و بوسه جای و بوسه جای

آن نی بی‌دست و پا بستد ز خلق

دست و پای و دست و پای و دست پای

نی بهانه‌ست این نه بر پای نی است

نیست الا بانگ پر آن همای