غزل شمارهٔ ۳۰۶۶

اگر ناقص به روشن گوهری واصل تواند شد

چو ماه نو به اندک فرصتی کامل تواند شد

کجا واصل به این بی دست و پایی دل تواند شد؟

چه قطع ره به بال افشانی بسمل تواند شد؟

ندارد گرچه راه کعبه مقصود پایانی

کند هر کس سفر در خویشتن منزل تواند شد

اگر از منقار بلبل بر ندارد مهر خاموشی

درین بستانسرا با غنچه ها یکدل تواند شد