غزل شمارهٔ ۳۱۰۴

نهان در ابر دایم آفتاب زندگی باشد

سیاهی نیل چشم زخم آب زندگی باشد

ز اوقات گرامی آنچه صرف عشق می گردد

به دیوان قیامت در حساب زندگی باشد

به مرگ اختیاری هر که واصل می تواند شد

چرا در عالم پر انقلاب زندگی باشد؟

مخور از ساده لوحی روی دست این سبک جولان

که از طول امل موج سراب زندگی باشد