غزل شمارهٔ ۲۹۰۷

آفتابا سوی مه رویان شدی

چرخ را چون ذره‌ها برهم زدی

آتشی در کفر و ایمان شعله زد

چون بگستردی تو دین بیخودی

پست و بالا عشق پر شد همچو بحر

چشمه چشمه جوش جوش سرمدی

عالمی پرآتش عشاق بود

بر سر آتش تو آتش آمدی