غزل شمارهٔ ۳۱۳۳

خط شبرنگ از ان لعل لب گلرنگ می بالد

زبس افتاده شوخ این سبزه زیر سنگ می بالد

گدازد دیدن سنگ محک ناقص عیاران را

وگرنه حسن کامل از خط شبرنگ می بالد

نسیمی می تواند سنگ گردیدن حبابم را

چه بر خود از شکست شیشه من سنگ می بالد؟

لباس بیستون بر نقش شیرین تنگ خواهد شد

چنین بر خود گر از فرهاد زرین چنگ می بالد