غزل شمارهٔ ۳۱۷۵
رخ بهبود کار خویش آن غافل چسان بیند؟
که بردارد زیوسف چشم و راه کاروان بیند
چراغ پرده در را پیش پا تاریک می باشد
نبیند عیب خود هر کس که عیب دیگران بیند
چه آسوده است از اندیشه باد خزان، برگی
که در فصل بهاران چون گل رعنا خزان بیند
پشیمانی ندارد دل به یار قدردان دادن
چه صورت دارد از سودای یوسف کس زیان بیند؟