غزل شمارهٔ ۳۲۰۲

به آسانی به روی زرد ما کی رنگ می آید؟

به دور ما می لعلی برون از سنگ می آید

تپیدنهای دل در گوش من آهسته می گوید

که از تمهید صلح یار بوی جنگ می آید

اگر سیل سبکرفتار در دنبال من باشد

همان از خواب سنگین، پای من بر سنگ می آید

من دیوانه بی اودر حریم خلد اگر باشم

گل و شبنم به چشمم دامن پر سنگ می آید