غزل شمارهٔ ۲۹۱۷

هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای

هیچ گل بی‌زخم خاری دیده‌ای

در گلستان جهان آب و گل

بی خزانی نوبهاری دیده‌ای

چونک غم پیش آیدت در حق گریز

هیچ چون حق غمگساری دیده‌ای

کار حق کن بار حق کش جز ز حق

هیچ کس را کار و باری دیده‌ای