غزل شمارهٔ ۲۹۱۸

می‌زنم حلقه در هر خانه‌ای

هست در کوی شما دیوانه‌ای

مرغ جان دیوانه آن دام شد

دام عشق دلبری دردانه‌ای

عقل‌ها نعره زنان کآخر کجاست

در جنون دریادلی مردانه‌ای

ای خدا مجنون آن لیلی کجاست

تا به گوشش دردمیم افسانه‌ای