غزل شمارهٔ ۳۲۳۴

حواس کم خرد را نفس جاهل کار فرماید

سلاح بیجگر را خصم پردل کار فرماید

به ور دست نتوان تیر کج را راست گرداندن

به حکمت نفس را پیوسته عاقل کار فرماید

به جان آورد عذر نفس عقل کارفرما را

پشیمان می شود هر کس به کاهل کار فرماید

زموج بیقراری حرص آسودن نمی داند

زبان را در طلب پیوسته سایل کار فرماید