غزل شمارهٔ ۳۲۴۲

هرکه را چشم بر آن طاق دو ابرو افتاد

دو جهان یکقلم از طاق دل او افتاد

تا قیامت نتواند به ته پا نگریست

چشم هرکس که بر آن قامت دلجو افتاد

پیش صاحب نظران نقطه بسم الله است

خال مشکین که بر آن گوشه ابرو افتاد

چون تو از ناز به دنبال نبینی هرگز

به چه امید به دنبال تو گیسو افتاد؟