غزل شمارهٔ ۳۲۵۶

آب خوب است لب خشکی ازو تر گردد

گره دل شود آن قطره که گوهر گردد

خار پیراهن ماهی است به اندازه فلس

جای رحم است بر آن کس که توانگر گردد

هرکه قانع به در دل نشود از درها

از پریشان نظری حلقه هر در گردد

مکن اندیشه ز وحشت که به سودازدگان

دامن دشت جنون، دامن مادر گردد