غزل شمارهٔ ۳۲۸۰

دل هرکس که مقید به هوس می گردد

عنکبوتی است که عاجز ز مگس می گردد

چون شرر سر به هوا دل ز هوس می گردد

شعله سرکش ز هواداری خس می گردد

می شود دل ز پریشان سخنی زیر و زبر

جمع اوراق دل از پاس نفس می گردد

بر دل از بیخبری خانه تن گلزارست

بلبل مست خمش کی به قفس می گردد؟