غزل شمارهٔ ۳۲۸۱

سر ارباب جدل خرج زبان می گردد

رگ گردن چو قوی گشت سنان می گردد

از شنیدن سبق نطق روان می گردد

به سخن هر که دهد گوش، زبان می گردد

می برد راستی از طبع، کج اندیش برون

تیر در قبضه ناراست، کمان می گردد

سیم و زر پرده بینایی حق جویان است

راه پوشیده ازین ریگ روان می گردد