غزل شمارهٔ ۳۲۸۳
دیدنت باعث سرسبزی جان می گردد
پیر در سایه سرو تو جوان می گردد
دیده مگشا به تماشا که درین عبرتگاه
هر که پوشد نظر از دیده وران می گردد
در سبک مغز ندارد سخن سخت اثر
که فلاخن سبک از سنگ گران می گردد
بر مدار از لب خود مهر خموشی زنهار
کاین سپر مانع شمشیر زبان می گردد