غزل شمارهٔ ۳۲۹۷

آه عشاق سینه روز اثرها دارد

شب این طایفه در پرده سحرها دارد

بر سر راز تو چون بید دلم می لرزد

شیشه از باده پر زور خطرها دارد

دل ازان موی میان چون به سلامت گذرد؟

از کمر وحشی رم کرده خطرها دارد

دل صاحب نظران را به تغافل مشکن

کاین حبابی است که در پرده گهرها دارد