غزل شمارهٔ ۳۳۰۹

بحر هر چند به بر همچو حبابم دارد

شوق سرگشته تر از موج سرابم دارد

می شود کوتهی راه ز تعجیل دراز

دور ازان کعبه مقصود شتابم دارد

من همان نقش سراپرده خوابم، هرچند

پیری از قامت خم پا به رکابم دارد

چون به افسانه توانم ز سر خود وا کرد؟

غفلتی را که کمند از رگ خوابم دارد