غزل شمارهٔ ۳۳۱۳

سالک امید نجات از دل روشن دارد

مرغ زیرک نظر از خانه به روزن دارد

هرکه با صدق عزیمت سفری گردیده است

خطر از راهنما بیش ز رهزن دارد

می برد راه به سررشته مقصود کسی

که دلی تنگتر از دیده سوزن دارد

صحبت سوختگان می برد از دلها زنگ

نظر آیینه ز گلزار به گلخن دارد